Tags : مرزها

ویزای گواتمالا+ مشکلات ورود به گواتمالا در دوران کرونا

برنامه ی سفر و ویزای گواتمالا امروز در سن خوزه پایتخت کاستاریکا به سفارت گواتمالا رفتم و برای ویزای گواتمالا اقدام کردم، بسیار غیر منتظره. راستش رو بخواین در این بیست و هفت ماه سفر در قاره آمریکا، متوجه شدم که کلا نمیشه چیزی رو از ماه ها قبل برنامه ریزی کرد. مخصوصا ما با […]بیشتر بخوانید

مرز جمهوری دومینیکن و رسیدن به هائیتی

گذر کردن از عجیب ترین مرز و رسیدن به هائیتی -سلام، یک بلیط برای کاپ هائیتین لطفا.-امروز هیچ اتوبوسی از جمهوری دومینیکن به مرز و کاپ هائیتین نمیره چون بنزین توی هائیتی گرون شده و مردم توی خیابون ها هستن. رسیدن به هائیتی غیر ممکنه. – چی؟ فردا چی؟ به من گفتن هرروز ساعت ۱۲ […]بیشتر بخوانید

چوی ، مرز برزیل و اروگوئه

از مونته ویدئو تا چوی قبل از خروج اروگوئه و رفتن به شهر چوی ، چند روزی تنها به این فکر می کردم که اصلا چرا به اروگوئه آمدم؟ به چه دلیل برای ویزایش اقدام کردم و چه چیزی در این کشور مرا به سمت خود کشاند؟ مثلا چرا برای ویزای پاراگوئه اقدام نکردم؟ راستش […]بیشتر بخوانید

مدارک مورد نیاز ویزای آرژانتین+ تمام خرج من در شیلی

مرز شیلی و آرژانتین روز آخرم در پوکن و در شیلی بارونی بود،تقریبا کل روز برای جمیل نی زدم و از مولانا و حافظ و خیام براش گفتم. صبح روز بعد ساعت ٨ صبح در کمال ناباوری خودم بدون گریه از جمیل و هم خونه های خداحافظی کردم و با قلبی که از شادی و […]بیشتر بخوانید

درگیری با پلیس ها در مرز شیلی و آرژانتین

بخش اول: بیشتر ماندن در شیلی ساعت ٦ عصر لوسیانا از من خواست تا با دو دوست آرژانتینیش به کنار دریاچه بروم. گفت میخواهند ساز بنوازند و فکر میکند برای شب آخر من در شیلی، ساز زدن و تماشای غروب آفتاب کنار دریاچه “ویلاریکا” میتواند خاطره انگیز باشد. البته آن موقع نمی دانستیم که من […]بیشتر بخوانید

مرز زمینی پرو و شیلی + هزینه ی سفرم در

مرز زمینی پرو و شیلی باید اعتراف کنم عاشق رد کردن زمینی مرز ها هستم. حتی اگر مجبور بشم مثل مرز اکوادور/کلمبیا ساعت ها توی صف بایستم و یا حتی اگر همراه با جا ماندن از اتوبوس مثل مرز بولیوی/پرو باشه.. باز هم برام یکی از هیجان انگیز ترین قسمت های این سفره! اینروزها با […]بیشتر بخوانید

ویزای کلمبیا + تمام خرج و هزینه من در اکوادور

داستان ویزاها و هزینه ها ویزا گرفتن واقعا زجر آوره. كل دوشنبه خیره به صفحه ایمیلم گذشت. تا تونستم گریه كردم و ذكر گفتم. سه شنبه وقتی ساعت ١١ ظهر شد و هنوز ایمیلی نیومد، به سفارت زنگ زدم. با بغض گفتم من می دونم شما خیلی زحمت می كشین و كلی كار دارین، اما […]بیشتر بخوانید